۱۳۹۲ آذر ۲۶, سه‌شنبه

معنای انسان

معنا ی ِ انسان


هم چو شاهینی به اوج ِ آسمان

آن پر ِ پرواز به جولان داده ای

از فراز ِ آسمان چشمان ِ خود

سوی ِ دلداری به حِرمان داده ای

در گذارت از ورای ِ آسمان

گر بیافتی لاجرم جان داده ای

مرگ را با جان معنا کرده ای

باوری از عشق به انسان داده ای

زیرِ پایت سایه های ِ ریز ِ ابر

ریزتر از سایه، بیا بان داده ای

خُرد خُرد گردیده این ملکِ جهان

رنگ هایی چشم نواز،بر باغ و بستان داده ای

در فرازوُ در بلندی ریزه اند در پای تو

هیبتِ آن مردمانی را که سامان داده ای

این همه نامردمی،مکر وُ ریا از بهر ِ چیست

ریزه هایی را که بر آن نام ِانسان داده ای

هیچ آید در نگاهت آ د می؟

هیچ نخواهد از تو با آنکس که تو جان داده ای

در فراخنای ِزمین چشمان ِ خود جانا ببند

جُست نیابی آنکه را معنای ِ انسان داده ای

ناصر – آ ذر - 92









هیچ نظری موجود نیست: