برای گل پر پر شده مان حامد
زارع
رفتی
آن شبی که کنار ما بودی
خوشگل و ماه وُ با صفا بودی
یاد آن شب به بزم ما بودی
پرتوِ نقره فام ماه بودی
آنچه مهتاب فشانده بود نوری
نورِ ماهی که در سما بودی
رنگِ ماهت و رنگ ماه با هم
چون عروسی به وصلِ ماه بودی
رنگِ سیمین وَشَت چه حالی داشت
روشنی بخش قلبِ ما بودی
چشم ها یت پیِ ستاره ای در شب
آن چنان محو وُ در هوا بودی
مات وُ مبهوت به آسمان خیره
گویی سال هاست زِما جدا بودی
راهِ شیری عجب غباری داشت
لیک تو گویی به قهقرا بودی
جمله عشاق به سوی تو نالان
سویِ چون تو که قرص ماه بودی
دادِ دلدادگان که خواهد داد
چون تو با ما ولی سوا بودی
رفتی وُ دیده ها به تو خیره
آن شبی را که ماهِ ماه بودی
ناگهان حل شدی به پرتوِ ماه
گو تو بر روی موج ماه بودی
یادت ای جان که در سما بودی
چون ستاره به چشم ما بودی
تو همان پرتوی زِ ماه بودی
وقت پرواز پیِ خدا بودی
ناصر-مرداد/93