۱۳۹۳ مرداد ۳۰, پنجشنبه

با من

با اجازه و عذر خواهی ، که بر مطلع غزل زیبای سیمین بانوی بهبهانی ، غزل زیر را سرودم. (بامن)
دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من
به وقت گریه و غم،گل و سپیده با من
تو هم نوای عشقی، بیا که غصه با من
رفیق و یار گشته، رُخی تکیده با من
هوای گریه دارم، بخوان که مویه با من
سَرِ گذشت ندارد، به سوز سینه با من
در لحظه های شادی، به شوق بوسه بامن
چه خاطر لطیفی، شعر و حماسه با من
تو آن قوی سپیدی، درون برکه با من
تو آن پری نازی ، تار وُکمانچه با من
به سان چشمه پاکی،زلال چشمه با من
چواشک چشم زلالی، به وقت گریه با من
دلم گرفته ای یار، هوای تازه با من
بیا که بی قرارم، قرار تازه با من
قسم به عشق پاکم، شوی شکسته با من
اگر کنی دوباره، خلاف وعده با من
به خاطرت گذشتم ، دلی ز کینه با من
به او بگو عزیزم، نکن تو فتنه با من
بدان برای عشقم، تو جان شیفته با من 
به عشق تو نهادم ، سری به سینه با من 
بدان برای عشقم زِ جان خود گذشتم
اگر رها شود جان،رها رها رها من
ناصر -مردادماه

هیچ نظری موجود نیست: