۱۳۹۱ شهریور ۱۷, جمعه

آرزوهایم


دیری  آرزوهایم را در باغچه کاشته ام
دیری ست در انتظار جوانه ام
خانه ی پدری را فروختند
باغچه ام را نیز
با دستانم خاک را پس می زنم
بوی نم خاک   ،کرم خاکی  و شاخه ی خشک درخت توت
من در آن باغچه ای آرزوهایم را کاشته بودم که تو دستانت ر ا
خاک باغچه پوسیده است
خاک پوسیده را پس می زنم
پس می زنم
هیچ اثری از دستان تو و آرزوهایم نیست
خانه ی پدری را فروخته اند
و باغچه ی مان رانیز
و آرزوهایم و دستانت را

       ناصر شهریور -91

هیچ نظری موجود نیست: