۱۳۹۲ مهر ۲۵, پنجشنبه

مرگ عشق

مرگ عشق


باز امشب دردِ من بسیار شد

در خیالِ تو دلِ افسرده ام غمد ار شد

رنج و دردِ دوری ات جانا برایم کم نبود

فکر سختی های تو ، بر دیده هایم تار شد

هیج ندانم شاد و خوشحالی ویا غمگین و زار

دلهره از رنج تو بر قلبِ من ، انبار شد

باورت باشد که اینجا، یک کسی در یاد توست

گرچه در یاد تو بودن ، جسم من بیمار شد

چشم به راهم روز ها، در انتظارم هر شبی

بلکه چشم بسته ات با دیدنم بیدار شد

باز امشب یادِ تو بر قلب من چنگ می زند

ناله و آوای چنگ هم از غمم بیزار شد

در خیالت ،آرزوهایم همه بر باد رفت

آنچه را بهر تو ساختم یک به یک آوار شد

عشقِ من برگرد که این دل طاقتش بی تاب شد

دیر گردید این جدایی ، مرگِ عشق هموار شد

ناصر – مهر ماه 92









هیچ نظری موجود نیست: