لیلای من
هیچ نخوابم بی تو ای
لیلای من
وای وُوای بر این دل
تنهای من
رفتنت جانا برایم کم
نبود
برده ای هم عشق وِهم
دنیای من
جای جای خانه در یاد
تو من
یادهایت مونس شب های
من
ای پری روی رخ مکن از
من نهان
تا ببینی خنده بر لب
های من
یاد داری زیرباران
درغروب
گریه می کردی تو با
چشم های من
اشک ها را شسته با
باران به صبح
غرق می شد لاجرم اشک
های من
ای دل از اندوه واشکم
غم مخور
آرزویم عشق توست
زیبای من
بیش ازینم نیست جانا
خواسته ای
تا که باز آیی تو ای
رویای من
زیر باران چشم در
چشمان تو
غرق عشقت می شوم
دریای من
دست ها را پُرکن از
گل های یاس
تا ببویی بعد از این
ها جای من
ناصر-شهریورماه/94
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر