۱۳۹۴ بهمن ۳, شنبه

آلپ ایران

آلپ ایران
کوه با نامِ تو آغاز کنم
قصه ی الفت دل را به زبان باز کنم
می روم تا به فراز قله ای ازشتران
بر سرِ قله بیاسوده وَ پروازکنم
وه عجب منظره ای،قله به قله درکوه
عزمِ آغوش نگارم به گَهَرساز کنم
من که بربامِ جهانم تومرانم از عشق
هیچ دانی که چرا،غبطه برآن رندِنظربازکنم
این همه خلقت حسُن وُاین همه نقش وُنگار
از چه رو شکل بدیعی زِ تواغماز کنم
این کِلوسِ دمِ برف وُآبی روی سما
سردی آب گوارا به لب آواز کنم
ای بلند رشته ی زاگرس،ای بلند قله ی کوه
کوهنوردم به توعاشق،با توپاباز کنم
هم چوشهبازاز این بامِ بلند درپیِ تو
از فرازچون نگرم،حسرتِ آن بازکنم
آلپ ایران به نشسته به تماشایِ جهان
قطره ای وصف تو گفتم،سخن ایجازکنم
بیش ازاینم نتوانم که زبان قاصر ازاوست
به وقارش چومنی، کرنش وُ اعجازکنم
 ناصر-بهمن ماه/94
کلوس دم برف=کرفس سر زده ازبرف

پاباز=رقص ،پای کوبان

هیچ نظری موجود نیست: