پرکن
پر کن پیاله راجانا که در دیار تو / عاشق کشان زیبای طناز حواسم همی برند
خوشگل تنان سیمین بر شیدای سرکشی / با هر کرشمه ای دل و دلدارهمی برند
بس عشوه ها نموده و ناز فروشند به مردمان/دین را ربوده ز مومن و ایمان همی برند
در این میانه نگنجد فخرو وقار ما/ با هر نگاه دلکشی ، روح وروانم همی برند
پر کن پیاله را که نمانده ست تحملی/ بالا بلند لاغر میان مرامم همی برند
لال وکر و خموشم و مدهوش این وآن/چون شیخ رمیده ز کعبه عنانم همی برند
صنعان به پیروانش هزاران عدله کرد/ آهو وشان رمیده به هامون دمارم همی برند
آن محتسب که در سجده و مهرش نشانه داشت/پیشانی از مهر بر گرفته صوابم همی برند
پر کن پیاله را که تاب و تحملم / پر گشته است تمام و توانم همی برند
خوب پیکران خوش اندام چون قرص تام ماه/روشن کنند شبان تیره و شبانم همی برند
از بس مست وخراب و حیران این جماعتم/ دیگر نمانده شرابی در سبو و امانم همی برند
فریاد رس همگان رس به داد من / حوری وشان ربوده اند قلبم و یادم همی برند
۱ نظر:
خوبه ادامه بده
ارسال یک نظر