نوای دگر
زودتراز باد خبر می پیچد
مرگ نا باور او...
مادرم در سفر است
وای بر داغ دل پر دردش
در مسیری به درازای زمان
دل سپرده ست به هزاران اوهام
وای بر مادر من
چه گذشت بر سر تو ،تا رسیدی آخر
برف می بارد و برف
همه شان منتظرند
تا که آید مادر
بعضی از روی سپاس ،بعضی از کنجکاوی
چشم در راه دراز
تا که آید ، مادر
مادرم ،مادر من
اورسید ،دیدمش می آ ید ...مادر رسید
با جثه ای نحیف، باپای لنگ و عصایی به زیر دست
رنگی به رنگ برف
لرزان و بی صدا
مادر چو آینه
غمگین وبی صدا، گیج از آن همه نگاه
با گیسوی سفید
رنگی به رنگ برف
قلبی چنان ضعیف ، پلک های بسته اش،
دنبال آن یلش
بی وقفه می پرید
ساکت بودند همه،یاران ویار او
حتی نوای ساز ، حتی صدای باد
در آن سکوت دشت، چشمان حاضرین
از چشم مادرم دزدانه، می رمید
مردی بسان شیر
با قامتی چو سرو،با هیبتی چو میل*
چون یال* سر به زیر
خسته ز زندگی، در بستر زمین ، مستانه می لمید
سازی نوا گرفت، ضربی صدا گرفت
دستا همه هوا ؛همراه مادرم، عمه وخاله ها
بیچاره خواهرم، ای وای همسرم ...
رقصی چنان عجیب
سازی چنان غریب
دست ها گره به هم ،چپی و چمری *
هر گوشه ناله ای ،هر لحظه شیونی
مادر به ناگهان ، با غرشی غریو
نالید و نعره زد ، سازو دهل چرا این گونه میزنید؟
اشکی به گونه ای ، غلتید و یخ بزد
بانگی که در گلو ، نالید و دم نزد
سوز است و سوز برف
برف است و باد سرد،بر چهره می نواخت،
دیوانه می گذشت
در سوز سرد باد، آمد همین ندا
به سراغ من اگر می آیید پشت هیچستانم
1-لیلانه نوعی رقص محلی
2-یال و میل نام دو کوه است که قبرستان مابین آن هاست
3-چپی و چمری نوعی رقص است که در عزاداری جمعی می رقصند
۱ نظر:
kheyli khob bod
ارسال یک نظر