نقش او دیدم خدایا خانه را ویران کنم/یا که با اندوه و درد این خانه را زندان کنم
باورم ناید از این ،رمز و راز بس غریب/ در شگفت دندان به حلقه یا به انگشتان کنم
سخت بماندم در عجب از این تقلب یا فریب/قلب را در مشت گیرم ،سینه شورستان کنم
آی از آن رویا که در قلبم نشاندستی نهال/ ریشه کرده در تنم تن پوش به خاکستان کنم
این دل محزون و این حال پریشم راببین/عمر را بازیچه کردم گو که برگردان کنم
بیش از این براین دل شوریده حالم بد مکن/آنقدر سوزد دلم آتش به آتشدان کنم
تو بسان قرص ماهی در نگاهم دلبرم/قرص ماه دیگری بینم که را پژمان کنم
عکس رخسار تو را در قلب خود خواهم نشاند/باورم نایدکسی راجای تو پنهان کنم
باورم ناید از این ،رمز و راز بس غریب/ در شگفت دندان به حلقه یا به انگشتان کنم
سخت بماندم در عجب از این تقلب یا فریب/قلب را در مشت گیرم ،سینه شورستان کنم
آی از آن رویا که در قلبم نشاندستی نهال/ ریشه کرده در تنم تن پوش به خاکستان کنم
این دل محزون و این حال پریشم راببین/عمر را بازیچه کردم گو که برگردان کنم
بیش از این براین دل شوریده حالم بد مکن/آنقدر سوزد دلم آتش به آتشدان کنم
تو بسان قرص ماهی در نگاهم دلبرم/قرص ماه دیگری بینم که را پژمان کنم
عکس رخسار تو را در قلب خود خواهم نشاند/باورم نایدکسی راجای تو پنهان کنم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر