تو که هر بار از این ره گذر کردی و رفتی
دل مجنون مرا زیر و زبر کردی و رفتی
تو مگر قلب نداری که من عاشق مسکین
سر دهم در ره عشقت،غمزه ای کردی و رفتی
دست به دامان تو گشتم تا به من لطف نمایی
تو دگر باره مرا دست به سر کردی و رفتی
من چودیوانه که هر بار سر راه تو بستم
اما افسوس که نظر سوی دگر کردی و رفتی
هیچ دانی که به شهر،شهره و رسوای تو گشتم
تو دل سوخته را سوخته تر کردی و رفتی
من به هر کوی و بیابان خبر از حسن تو جویم
گفت تو آن هد هدی که شانه به سر کردی و رفتی
من به باغ گل و بوستان اثر بوی تو بویم
تو همان شه گل سرخی که شبر کردی و رفتی
دلم از شوق وصالت همه شور است وشراره
گر بسوزد پر و بالم تو شرر کردی و رفتی
تو به میخانه چرایی که شب است و ناروایی
تو همان ساغی عشقی،همه مست کردی و رفتی
به نماز تو نشستم که نیاز تو بخواهم
همه شب راز و نیازی با دگر کردی و رفتی
من به پای تو فتادم که کنی مرحمت اما
تو چرا این دل زار را خون جگر کردی و رفتی
من به خاک زیر پایت هم چو مورم به فدایت
تو به زیر پای ندیدی ، لگدم کردی و رفتی
دلم غمگین و دل افسرده شد از هجر وجودت
تو به من هیچ که ندادی جان به سر کردی و رفتی
سال ها در پی عشقت چه عذاب ها که کشیدم
بی ثمر گشت چو عمرم تو هدر کردی و رفتی
ناصر-مرداد-91
دل مجنون مرا زیر و زبر کردی و رفتی
تو مگر قلب نداری که من عاشق مسکین
سر دهم در ره عشقت،غمزه ای کردی و رفتی
دست به دامان تو گشتم تا به من لطف نمایی
تو دگر باره مرا دست به سر کردی و رفتی
من چودیوانه که هر بار سر راه تو بستم
اما افسوس که نظر سوی دگر کردی و رفتی
هیچ دانی که به شهر،شهره و رسوای تو گشتم
تو دل سوخته را سوخته تر کردی و رفتی
من به هر کوی و بیابان خبر از حسن تو جویم
گفت تو آن هد هدی که شانه به سر کردی و رفتی
من به باغ گل و بوستان اثر بوی تو بویم
تو همان شه گل سرخی که شبر کردی و رفتی
دلم از شوق وصالت همه شور است وشراره
گر بسوزد پر و بالم تو شرر کردی و رفتی
تو به میخانه چرایی که شب است و ناروایی
تو همان ساغی عشقی،همه مست کردی و رفتی
به نماز تو نشستم که نیاز تو بخواهم
همه شب راز و نیازی با دگر کردی و رفتی
من به پای تو فتادم که کنی مرحمت اما
تو چرا این دل زار را خون جگر کردی و رفتی
من به خاک زیر پایت هم چو مورم به فدایت
تو به زیر پای ندیدی ، لگدم کردی و رفتی
دلم غمگین و دل افسرده شد از هجر وجودت
تو به من هیچ که ندادی جان به سر کردی و رفتی
سال ها در پی عشقت چه عذاب ها که کشیدم
بی ثمر گشت چو عمرم تو هدر کردی و رفتی
ناصر-مرداد-91
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر