۱۳۹۱ مرداد ۲۰, جمعه

برو

تو برو از خاطراتم
نگو باز هم باهاتم
خسته ام از بی وفایی
تو برو هرگز نیایی
تو بدان حالم خرابه
نفسم افتاده شماره
برو قلبم را نسو زان
خاطراتم را بسوزان
تو سراغم را نگیری
سینه سوخته در اسیری
می خوام بی تو زنده باشم
از خیالت رانده باشم
برو انگار هیچ نبودی
روزگارم را ربودی
برو با هر که خواهی
مده بر من آشنایی
تو برو از خاطراتم
نگو باز هم باهاتم
   ناصر - مرداد91 

هیچ نظری موجود نیست: