۱۳۹۲ شهریور ۱۵, جمعه

گَوَن


گَوَن با نسیم بگفتا

به کجا چنین شتابان ،

قَسَمَت به هر که خواهی

مگذر از این بیا بان،

تو مگر خبر نداری

گَوَنَم که زاده گشتم

به امیدِ این بیا بان

تو مَیا و خاک من را

مَبَری به دور دست ها

که منم به چنگ و دندان

کرده خاک ها را نگاهبان،

تو که خانه ای نداری

تو به هر جا رهگذاری

گذرت به هرچه باشد

تو بدان که من بمانم

ریشه در خاکِ بیابان

تو که هیچ قرار نداری

تو مدام پا به فراری

این منم که ماندِ گارم

و تو در فرار و حِرمان

تو به هر جا که رسیدی

و به هر کسی که دیدی

برسان پیام ما را

که گَوَن اگر نباشد

یا کسی چو من نباشد

ببرند هر آنچه خاک است

از سواحل تا بیا بان

ناصر- شهریور 92

با اقتباس و استفاده ازمطلع شعر بسیار زیبای شاعر گرانقدر دکتر شفیعی کد کنی







هیچ نظری موجود نیست: