با هم
من و تو چشمه ی جوشان با هم
هر دوچون رودِ خروشان با هم
ابرِ تاریک و باریدنِ باران با هم
زیر بارش به تماشای خیابان با هم
سر بر شانه و چشم دوخته به کیهان با هم
رویِ بامی خلوت و فصل تابستان با هم
بوسه یِ داغ لب و سوزش دندان با هم
گرمیِ داغِ تنفس ، چشمِ گریان با هم
قطره های عرقِ صورت و پستان با هم
خیسی موی به لرزِ لب و دندان با هم
چشم های بسته با قلب پریشان با هم
شعف و شوق به سر چشمه یِ انسان با هم
خسته از کوششِ بی وقفه یِ شیطان با هم
هر دو از کرده یِ خویش گشته پشیمان با هم
ناصر –شهریور 92
من و تو چشمه ی جوشان با هم
هر دوچون رودِ خروشان با هم
ابرِ تاریک و باریدنِ باران با هم
زیر بارش به تماشای خیابان با هم
سر بر شانه و چشم دوخته به کیهان با هم
رویِ بامی خلوت و فصل تابستان با هم
بوسه یِ داغ لب و سوزش دندان با هم
گرمیِ داغِ تنفس ، چشمِ گریان با هم
قطره های عرقِ صورت و پستان با هم
خیسی موی به لرزِ لب و دندان با هم
چشم های بسته با قلب پریشان با هم
شعف و شوق به سر چشمه یِ انسان با هم
خسته از کوششِ بی وقفه یِ شیطان با هم
هر دو از کرده یِ خویش گشته پشیمان با هم
ناصر –شهریور 92
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر