۱۳۹۲ آذر ۹, شنبه

دوست دارم

دوست دارم


دوست دارم هر شبی را گاه به گاه

دست در دستان تو، آرام گیرم تا پگاه

دوست دارم آن نگاهِ گرم تو بر چهره ام

روشنی سازد چوخورشید در نگاهش روی ماه

دوست دارم رخ به رخ ،سینه به سینه با نگاه

تا نفس هایت نشاند عطر یاس بر بوسه ها

گرمی حس ِ وجودت،داغ هم چون کوره ها

خیس گرداند تنم در التهاب ِ لحظه ها

یورش تند ِتنفس بر گلو بر گونه ها

شرم بر گیرد نگاهم در تماس ِ دیده ها

سر کشد با شیطنت از پشت ابر هر لحظه ماه

روشنی بخشد به ساحل، زو کُنَد بر روی ما

چشم پوشند از خجالت پشتِ ابرافتاده ها

ابر ها در حرکتند تا رو کنند این ماجرا

طاقت دیدن ندارند،این گُنه ناکرده ها

از تماس ِ دست هامان لرزه افتد بر سما

موج می کوبد به ساحل،نرم و ُ آهسته به ما

ماسه ها سُر می خورند از حرکت دَوار ِ ما

چشم در چشم ِ ستاره،دست در موهای ِ خیس

تاپُ تاپِ قلب ِ ما خاموش سازند هر صدا

ناصر- آذر ماه- 92







هیچ نظری موجود نیست: