۱۳۹۳ مهر ۲۷, یکشنبه

خاک آرزو

خاک آرزو
چه بسا آرزوکه خاک شده
در غم عشق خود هلاک شده
در دلش حسرتِ ناله های حزین
دردِ ناگفته هایی ،بر آب شده
تا که چشم بست به روی افق
عشق آمد ُ، او به خواب شده
چشم وا کن ،به نامرادی ها
آب دریا کنارت سراب شده
رفته است عشق وُ بی حساب شده
گرچه با رفتنش، خانه ای خراب شده
باز کن جشم تا افق بینی
چشم بستی ، دلی کباب شده
این همه آرزو به خاک شده
خاکِ هر آرزو کتاب شده

  ناصر-مهرماه/93


هیچ نظری موجود نیست: