۱۳۹۰ مرداد ۲۱, جمعه

چه شبی

چه شب بدی بود، دیشب


تا صبح خواب تو را می دیدم،نه اینکه دیدن تو بد باشد

نه،اشک هایت مرا می آزرد،

من تا صبح با تو گریه کردم

نمی دانم تو برای چه می گریستی؟

اما من می دانم ،چرا می گریستم.

هیچ نظری موجود نیست: