۱۳۹۰ مرداد ۲۱, جمعه

عاشق

جان غمگین،تن سوزان،دل شیدا دارم


آنچه شایسته ی عشق است همه آن دارم

سوز دل،خون جگر،آتش غم،دردفراق

چه بلا ها که زعشقت من حیران دارم

سالها در طلبت،واله و شیدا شده ام

...رنج بسیار ، کشیدم تا به تن جان دارم

گر چه هر بار مرا رنجه نمودی از خود

منی رنجیده نشان از دل رنجان دارم

عاقبت در طی دوران پر از اوج و فرود

تو بدان، عاشقم و هیچ بجز آن دارم

هیچ نظری موجود نیست: