بشکن
با من و خاطره ام بیداری سال ها خاطره با من داری این پیام را به نگارم برسان آی که از دیدن من بیزاری روزها در هوس دیدن تو چشم به راه بوده ام و پنداری لحظه ها در قدمت می میرند گر چه با دیگری پیمان داری وقتی از خواب تو بر می خیزم غرق آب گشته ام از بیماری خواهشی دارم و لطفی بنما بشکن .رویای حریف آزاری
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر