پیکر زیبا
اندام تو را دیدم وُ از پای فتادم
چون محوِ تماشای تو با پیکرِ ماه هم
تقصیرِ کسی نیست که محو است به تماشا
مشکل نه تویی ، جلوه ای از کار خدا هم
نقاش ِ جهان بُرده قلم بَر تن ِ رعنا
این پیکر حوری ست که در نقش ِ شما هم
از ناخن ِ پا تا بن ِ سر دستی هنرمند
هر لحظه دهد جان، که در خلق ِ شما هم
باور نتوان کرد که اُستاد نتوان ساخت
چون تو کس ِ دیگر که در شکل ِ شما هم
تو مظهر ِ عشقی وُهر آن کس به تومبهوت
این پیکری زیباست که در وصف خدا هم
در آینه هر گاه که خواهی نظری کن
چون اشک ِ زلالی ست در آیینه وُ آب هم
چون وصف ِ تو بشنید به هنگام ِ عبادت
در فکر ِ تو بگذشت ز ِ مروه و صفا هم
او چشم به راه است ،سر ِ شب تا سپیده
گیج بود وُ ندانست به یادت و چرا هم
یک آن به تماشای ، بدادند دل و دین را
این دین به چه معناست که گردد به فنا هم
آدم به حوا نیز به نحوی که نظر داشت
دین داده به کف ، جنت وُ هم مهرِ خدا هم
گر نیک نظری بر تو کند آنکه تو را ساخت
او نیز بدهد دین وُ دل وُ جان ، همه با هم
ناصر – دیماه - 92
اندام تو را دیدم وُ از پای فتادم
چون محوِ تماشای تو با پیکرِ ماه هم
تقصیرِ کسی نیست که محو است به تماشا
مشکل نه تویی ، جلوه ای از کار خدا هم
نقاش ِ جهان بُرده قلم بَر تن ِ رعنا
این پیکر حوری ست که در نقش ِ شما هم
از ناخن ِ پا تا بن ِ سر دستی هنرمند
هر لحظه دهد جان، که در خلق ِ شما هم
باور نتوان کرد که اُستاد نتوان ساخت
چون تو کس ِ دیگر که در شکل ِ شما هم
تو مظهر ِ عشقی وُهر آن کس به تومبهوت
این پیکری زیباست که در وصف خدا هم
در آینه هر گاه که خواهی نظری کن
چون اشک ِ زلالی ست در آیینه وُ آب هم
چون وصف ِ تو بشنید به هنگام ِ عبادت
در فکر ِ تو بگذشت ز ِ مروه و صفا هم
او چشم به راه است ،سر ِ شب تا سپیده
گیج بود وُ ندانست به یادت و چرا هم
یک آن به تماشای ، بدادند دل و دین را
این دین به چه معناست که گردد به فنا هم
آدم به حوا نیز به نحوی که نظر داشت
دین داده به کف ، جنت وُ هم مهرِ خدا هم
گر نیک نظری بر تو کند آنکه تو را ساخت
او نیز بدهد دین وُ دل وُ جان ، همه با هم
ناصر – دیماه - 92
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر