شب عاشقان
شب با گلِ مهتاب شکوفا شد
با روشنیِ ستاره زیبا شد
نقش های قشنگ به سقف شب می چیدند
با چیدن هر ستاره چشمی وا شد
از گوشه یِ این نمایِ خوش رنگ وُنگار
ماه آمد وُ عشق در آسمان پیدا شد
امشب شبِ عاشقان چه شوری دارد
مستانه وُ دلداده یِ این دل ها شد
باد آمد وُ بویِ گلشنی را آورد
آن بویِ خوشی که عاشقانه جا شد
لبخند وُ تبسمی نهاد بر لبِ ماه
معشوق زِ خجالت در دلش غوغا شد
آن جا که نسیم بوی عشق می فِکَنَد
قلبی به شکست وَعاشقی تنها شد
آن سایه که در میان شب می گذرد
در روشنی ماه، عجب رسوا شد
خود باش و پشت هر سیاهی منشین
با تابش نور، سیاهی ناپیدا شد
این ماه وُ ستاره با نسیم سحری
چون شعر وُترانه ای که در مینا شد
ماه در رخِ یار است ،به کجا می نگری
آن ماه که در دیده یِ تو ،بی تا شد
شب با گلِ لبخند چنان دیبا شد
هر عاشق و دل بسته ای در رویا شد
شب می گذرد ،اگر چه عشق ماوا شد
عشق در دلِ عشاق،دلیلِ ما شد
ناصر- اسفند ماه/93
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر