۱۳۹۳ اسفند ۱۵, جمعه

عشقباز

عشقباز
هان خفته گان خبردار،باز هم صدایی تازه ست
این بار بشارتی نو، حرفی که سرفراز ست
خود دیده باز گشایید،چشم بر عبث ببندیم
آنک صدایِ عشق است،عشقی که صد نیاز ست
بر بامِ خانه دیدم ، جفتی کبوتر عشق
خندان وُ بی مهابا، رقصان به رویِ سازه ست
شاد از نوای دیگر، لب بر لبان دلبر
مسرور وُشادمانند ،چون بانگ وُحرفِ تازه ست
ای همرهان به پا خیز،بین دورسویِ این بانگ
آوایِ بس رسایی ست،در گوش که دلنوازست
راهی نموده پیدا، طرحی جدید وُ زیبا
بر ما نموده عریان، آینده ای که رازست
هر چند که جاده اما، پست است یا فراخ ست
این راهِ نیل به دریا،طولانی وُ دراز ست
اما چو مرغِ عاشق،هفت آسمان کند طی
خواهد رسید به مقصود، آنکس که عشقباز ست
ناصر-اسفند ماه/

هیچ نظری موجود نیست: