از چشم تو
من روشنیِ ماه را در
چشم تو می بینم
آن آبیِ دریا را در
چشم تو می بینم
اینجا همه نورانی ست
از پرتوچشمانت
من رازِ شب وُ ماه را
در چشم تو می بینم
سخت است که قرارآرَم
براین همه زیبایی
باورتوکنی ماه را
درچشم تو می بینم
چشمان سیاه تو آهووَش
صحراهاست
من آهوی صحرا را
درچشم تو می بینم
آن لحظه که چشمانم
درگیر نگاه توست
من عالم معنا را
درچشم تو می بینم
هرگاه به نگاه
تو،لرزیده دل و جانم
این قلبِ پُراز آه را درچشم تو می بینم
برگرد وُنگاهم کن
تاآنکه قرارآرَم
افسونی واغوارا درچشم
تومی بینم...
توآن گلِ زیبایی
دربین هزاران گُل
خارهای سرِراه را
ازچشم تو می بینم
ازاوج فرودآی وُبرمن
نظری انداز
این مستیِ صهبارا
ازچشم تو می بینم
ای باد صبا بگذر
ازمرزمیان ما
این حائل دل ها را
ازچشم تو می بینم
چون ابربگریم زار از
دوری تو جانا
من بارش ابرها را
ازچشم تو می بینم
در این شب طوفانزا
مبهوت زِ صدای موج
قویِ تک وُ تنهارا
ازچشم تو می بینم
دراین شب بارانی
،دلتنگ به هوایِ تو
آهنگ قمرها را ازچشم
تو می بینم
دانی به هوای تو ،هم
واله و شیدایم
این درد وُتمنا را
ازچشم تو می بینم
عشوه که کنی جانا
براین دل بی تابم
شور وشرِ دنیارا
ازچشم تو می بینم
ناصر- اردیبهشت /95
آهنگ قمر= پرده قمر
آهنگی در موسیقی
صهبا = شراب انگور
مایل به سرخ
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر