در آینه
در آ ینه با چشم هایت رها شدم ، تا انتها
در قعر سیاه دید گانت
قطره ای بوده ام به گونه های سرخابی
در جاده ی پر ازدحام و طولانی
فقط تو را می بینم
ای یادگار همیشگی که یاد قدیمی ام
در تو خلاصه است
با من باش و همیشه بخوان با چشمانت
لحظات تنهایی ام را
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر