دور سازیم ناروایی
در هوا پیچیده است فریاد واویلای ما
پر شده از نارویی این دل شیدای ما
در عبث کوشیده ایم تا رنج خود پنهان کنیم
گر چه با سیلی نگرددسرخ نیز سیمای ما
زخم های کهنه را در هر که دیدم گشته نو
آتشی از کینه نیز بنشسته بر دل های ما
چشمها با دلهره دو دو زند در کاسه ی چشم های ما
بر لبان خشک مادر،کو نشان از بوسه بر لب های ما
هر کجا را بنگری ، فقرست و درد و احتیاج
رنج و سوز مردمان، دود گشته بر چشم های ما
رنگ زردِچهره ها بانگی ست به بی دردانِ درد
سر زند آتش ز چشم،از خشم ناپیدای ما
زندگی با شوربختی،جز ملال و درد نیست
دور سازیم ناروایی،شاد شود دل های ما
دست در دستان هم باید که در روزهای تار
ظلم و جور را بَر کنیم از خانه ی زیبای ما
ناصر – تیر ماه 92
در هوا پیچیده است فریاد واویلای ما
پر شده از نارویی این دل شیدای ما
در عبث کوشیده ایم تا رنج خود پنهان کنیم
گر چه با سیلی نگرددسرخ نیز سیمای ما
زخم های کهنه را در هر که دیدم گشته نو
آتشی از کینه نیز بنشسته بر دل های ما
چشمها با دلهره دو دو زند در کاسه ی چشم های ما
بر لبان خشک مادر،کو نشان از بوسه بر لب های ما
هر کجا را بنگری ، فقرست و درد و احتیاج
رنج و سوز مردمان، دود گشته بر چشم های ما
رنگ زردِچهره ها بانگی ست به بی دردانِ درد
سر زند آتش ز چشم،از خشم ناپیدای ما
زندگی با شوربختی،جز ملال و درد نیست
دور سازیم ناروایی،شاد شود دل های ما
دست در دستان هم باید که در روزهای تار
ظلم و جور را بَر کنیم از خانه ی زیبای ما
ناصر – تیر ماه 92
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر