۱۳۹۳ آذر ۳, دوشنبه

خاک

خاک
گِل وُلای چنان دو دستی پاهایم را چسبیده اند
که گویا من..
                خاک شان را گِل کرده ام
رهایم سازید
که خود نیز، گِل تپیده ای بیش نیستم
و نوبت به خاک افتادنم
مدت هاست فرا رسیده است
دیر نیست که اشک آسمان
        خاکِ مرا گِل سازد
    ناصر-آذر/93

هیچ نظری موجود نیست: