آب
ظهر شهریور و تابش خورشید بر روی زمین
گرمی و داغیِ بوسه به زمین را تو ببین
از هم آغوشیِ خورشید، زمین در شَعَف است
آن قَدَر تنگ بغل کرده، هوا در تَعَب است
سایه ای نیست مگر آنکه عمود بر خود اوست
باغ و بوستان و گل و بوته و آنچه که در اوست
مور و مار و ملخ و نبات و هر جانوری
هر چه جانی به تنَش هست،شده سخت بری
همگان تشنه شده سخت به گرمای تموز
آب تنها ترین مایعِ جان است ، هنوز
قدر این مایع بدانیم که این آبِ حیات
گر نباشد همگی سخت بمیریم به ممات
ناصر- شهریور 92
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر