معنای عشق
دستانِ سپید تو بر برگِ شقایق ها
مجنون بِشَوَد بی تاب،آن عاشق بی همتا
بر برگِ گُل نرگس ، لب بر لب سوسن ها
چون عشق طرب انگیزد،بر قلبِ تک و تنها
وِرد لبِ ماها شد ، دلداده و دل گیرها
تا وقت خروس خوان گفت، حرف تا سر شبگیرها
چشمانِ سیاهِ تو ، همچون بَرِه آهو ها
دل های اسیر گشته ، در بیشه و نخجیر گاه
عشق را تو چه می بینی؟با این همه عاشق ها
هم قصه ی مجنون را ،هم وامق وهم عذرا
عشق عادتِ بد مستی ست یا مستِ به عادت ها
من هیچ ندانم جز، این دردِ دِلِ تنها
از خسرو و شیرین پرس، یا عشقِ دلِ لیلا
فرهاد چه خواهد کرد،با تیشه به کرمانشاه
باز هم ندانم من ، عشق را چه کنم معنا
تا نامِ تو بِشنیدَم ، قلبم بِکَنَد از جا
ناصر- مرداد 92
دستانِ سپید تو بر برگِ شقایق ها
مجنون بِشَوَد بی تاب،آن عاشق بی همتا
بر برگِ گُل نرگس ، لب بر لب سوسن ها
چون عشق طرب انگیزد،بر قلبِ تک و تنها
وِرد لبِ ماها شد ، دلداده و دل گیرها
تا وقت خروس خوان گفت، حرف تا سر شبگیرها
چشمانِ سیاهِ تو ، همچون بَرِه آهو ها
دل های اسیر گشته ، در بیشه و نخجیر گاه
عشق را تو چه می بینی؟با این همه عاشق ها
هم قصه ی مجنون را ،هم وامق وهم عذرا
عشق عادتِ بد مستی ست یا مستِ به عادت ها
من هیچ ندانم جز، این دردِ دِلِ تنها
از خسرو و شیرین پرس، یا عشقِ دلِ لیلا
فرهاد چه خواهد کرد،با تیشه به کرمانشاه
باز هم ندانم من ، عشق را چه کنم معنا
تا نامِ تو بِشنیدَم ، قلبم بِکَنَد از جا
ناصر- مرداد 92

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر